مهرومهرو، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 22 روز سن داره

یک گل خوشبو اسمش مهرو

بدون عنوان

عزیز دلم چند روزیه سرما خوردی و بد جوری سرفه میکنی قربونت برم مامان خیلی مواظبت بود ولی ... کاش من جای تو مریض میشدم اخه طاقت مریضیتو ندارم
8 فروردين 1392

بدون عنوان

امروز صبح عشق کردم چنان لذتی بردم که در تمام عمرم تجربه نکرده بودم نمی تونی تصور کنی چی شد دخترم صبح از خواب بیدار شدی و گفتی مامان دختر قشنگم امروز من دوباره به دنیا اومدم و از شادی در پوست خودم نمی گنجم ...
4 فروردين 1392

لوسی

با سلام این عکسا رو برا دلبری از دایی جونم گرفتم که خیلی دلم براش تنگه     دایی به کسی نگی اینجوری خودمو لوس میکنم تا بابایی بغلم کنه برا تو هم یه فکرایی دارم حالا بیا   ...
19 اسفند 1391

سپندرمذگان

تقدیم به عشقمون ، دلیل شادیهامون و امید زندگیمون   اولین سپندرمذگان مهرو جون مبارک من الان خوابم بابا جون عکسا رو بگیر که کلی کار دارم یعنی منم بخورم؟؟؟؟؟ مهرو در حال بهم ریختن غذاهای مخصوص خودم (فرنی قلبی ،سوپ قلبی ،تخم مرغ البته من ابپزشو خوردم)   ...
17 اسفند 1391

دیدیم دیدم یه مروارید سفید دیدم

بالاخره دیروز مروارید قشنگتو دیدم نازی من نمیدونی چقدر ذوق کردم نمیدونی اینقدر خوشگله خوشگله خوشگله ... عاشقشم دیشب من و بابا تمام تلاشمو نو کردیم ازش عکس بگیریم اما دخترم همکاری نکرد ولی خب ما بازم سعی میکنیم ناقلا اینقده عشوه نیا ...
16 اسفند 1391